ترجمه "potently" به فارسی
مقتدرانه, با توانایی, بطور کلی یا موثر بهترین ترجمه های "potently" به فارسی هستند.
potently
adverb
دستور زبان
in a potent manner; powerfully [..]
-
مقتدرانه
and the sound of his stallion' s stream seemed so potent, so replete with authority
و صدای ادرار مرد که مثل ادرار اسبها پر سر و صدا بود چنان به نظرش شدید و مقتدرانه رسید
-
با توانایی
-
بطور کلی یا موثر
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " potently " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "potently" با ترجمه به فارسی
-
(استدلال و غیره) قانع کننده · (دارو یا مشروب الکلی یا چای یا قهوه و غیره) قوی · (مرد) دارای توان جنسی · تهم · تهمتن · دارای قوه ی باه · دارای مردی · زورمند · قدرتمند · قدرقدرت · متین · مجاب کننده · محکم · مرد افکن · مقتدر · موثر · نیرومند · پراقتدار · پرتوان · پرقدرت · کاری
-
براثر افزودن · قوی کردن · پر اثر کردن
-
زعیم · سلطان · شخص توانا · فرمانروای مقتدر · فرمانروای نیرومند · قادر مطلق · قدرقدرت · پادشاه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن