ترجمه "potshot" به فارسی
تیرشانسی, (در اصل) تیراندازی شکارچی بی معرفت (رجوع شود به pothunter), اقدام الله بختی بهترین ترجمه های "potshot" به فارسی هستند.
potshot
verb
noun
دستور زبان
A shot taken at an easy or random target [..]
-
تیرشانسی
-
(در اصل) تیراندازی شکارچی بی معرفت (رجوع شود به pothunter)
-
اقدام الله بختی
-
ترجمه های کمتر
- انتقاد بی خودی
- تیر الله بختی
- تیراندازی آسان
- نکوهش بی دلیل
- هدف گیری از فاصله ی کم
- کار شانسی
- گلوله هوایی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " potshot " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن