ترجمه "potter" به فارسی

سفالگر, کوزه گر, (انگلیس) رجوع شود به putter بهترین ترجمه های "potter" به فارسی هستند.

potter verb noun دستور زبان

One who makes pots and other ceramic wares. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • سفالگر

    noun

    The potter must do his work before the clay dries.

    سفالگر کار خود را پیش از آنکه گل خشک شود انجام میدهد.

  • کوزه گر

    noun

    Like the clay on the potter’s wheel, we must be centered as well.

    مانند گل در چرخ کوزه گر، ما هم باید در مرکز قرار بگیریم.

  • (انگلیس) رجوع شود به putter

  • ترجمه های کمتر

    • شیطنت کردن
    • ور رفتن
    • پرسه زدن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " potter " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Potter noun proper دستور زبان

(soccer) someone connected with Stoke City Football Club, as a fan, player, coach etc. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • پاتر

    proper

    surname

    Perhaps Potter and his friends were just in the wrong place at the wrong time.

    ممکنه پاتر و دوستانش به طور کاملاً تصادفي به محل حادثه اومده باشن.

تصاویر با "potter"

عباراتی شبیه به "potter" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "potter" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه