ترجمه "potter" به فارسی
سفالگر, کوزه گر, (انگلیس) رجوع شود به putter بهترین ترجمه های "potter" به فارسی هستند.
potter
verb
noun
دستور زبان
One who makes pots and other ceramic wares. [..]
-
سفالگر
nounThe potter must do his work before the clay dries.
سفالگر کار خود را پیش از آنکه گل خشک شود انجام میدهد.
-
کوزه گر
nounLike the clay on the potter’s wheel, we must be centered as well.
مانند گل در چرخ کوزه گر، ما هم باید در مرکز قرار بگیریم.
-
(انگلیس) رجوع شود به putter
-
ترجمه های کمتر
- شیطنت کردن
- ور رفتن
- پرسه زدن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " potter " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Potter
noun
proper
دستور زبان
(soccer) someone connected with Stoke City Football Club, as a fan, player, coach etc. [..]
-
پاتر
propersurname
Perhaps Potter and his friends were just in the wrong place at the wrong time.
ممکنه پاتر و دوستانش به طور کاملاً تصادفي به محل حادثه اومده باشن.
تصاویر با "potter"
عباراتی شبیه به "potter" با ترجمه به فارسی
-
هری پاتر و زندانی آزکابان
-
چرخ سفالگری · چرخ کوزه گری
-
هری پاتر و محفل ققنوس
-
فهرست طلسمهای هری پاتر
-
گورستان مستمندان و افراد بی کس و کار
-
مجموعه داستانهای هری پاتر
-
هری پاتر
-
هری پاتر و یادگاران مرگ
اضافه کردن مثال
اضافه کردن