ترجمه "powerlessness" به فارسی

ناتوانی, ضعف, بی زوری بهترین ترجمه های "powerlessness" به فارسی هستند. نمونه ترجمه شده: There was gathering within him an amazed sense of his powerlessness over Rosamond. ↔ رفته رفته به طرز عجیبی در برابر روزاموند احساس ناتوانی میکرد.

powerlessness noun دستور زبان

The state or character of being powerless; absence or lack of power. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • ناتوانی

    noun

    The state or character of being powerless

    There was gathering within him an amazed sense of his powerlessness over Rosamond.

    رفته رفته به طرز عجیبی در برابر روزاموند احساس ناتوانی میکرد.

  • ضعف

    The state or character of being powerless

    his large eyes were wrought into an expression of frantic, powerless fury.

    در چشمان درشتش علامت ترس و نومیدی ناشی از ضعف و بیچارگی ظاهر شده بود.

  • بی زوری

  • ترجمه های کمتر

    • بی قوتی
    • بی نفوذی
    • بی نیرویی
    • ضعف جنسی
    • عدم توانایی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " powerlessness " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "powerlessness" با ترجمه به فارسی

  • بی نیرو · ضعیف · عاجز · فاقد اختیارات لازم · ناتوان
اضافه کردن

ترجمه های "powerlessness" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه

ln this matter lm powerless. besides, l might lose the # francs
من تو اين مورد قدرتي ندارم بعلاوه ، ممکنه # هزار فرانک را ببازم
(Ecclesiastes 3:11) This makes humans feel powerless in the face of death but, at the same time, arouses in them an unrelenting desire to live.
( جامعه ۳:۱۱) این توانایی از یک سو بشر را در مقابل واقعیت مرگ عاجز و ناتوان ساخته، از سوی دیگر در وجودش میلی بیامان برای ادامهٔ حیات به وجود آورده است.
"A new wave of videogames offers lessons in powerlessness, scarcity and inevitable failure.
"موج جدید بازیهای رایانهای ارائه درس در ناتوانی کمبود و شکست اجتناب ناپذیر است.
(Lamentations 2:19; 4:1, 2) They will have drunk the cup of God’s rage and will be as powerless as animals caught in a net.
( مراثی ۲:۱۹؛ ۴:۱، ۲) آنها کاسهٔ خشم خدا را خواهند نوشید و همچون حیوانی در دامافتاده ناتوان خواهند بود.
People feel powerless, and they are tired of not being heard.
مردم احساس ضعف میکنند، و از شنیده نشدن صدایشان خسته شده اند.