ترجمه "precariously" به فارسی
بطور مشکوک, بطور ناپایداریا متزلزل, بطورمخاطره امیز بهترین ترجمه های "precariously" به فارسی هستند.
precariously
adverb
دستور زبان
In a precarious manner; dangerously [..]
-
بطور مشکوک
-
بطور ناپایداریا متزلزل
-
بطورمخاطره امیز
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " precariously " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "precariously" با ترجمه به فارسی
-
کار زیانآور
-
بلاتلکیفی · تزلزل · خطرناکی · نامعلومی · ناپایداری
-
(در اصل) متکی به لطف و اراده ی شخص دیگر · بسته به میل دیگری · بی اساس · بی ثبات · بی جا · متزلزل · مخاطره آمیز · نابرجا · نامطمئن · ناپابرجا · پر مخاطره
-
ناپایدار
-
(در اصل) متکی به لطف و اراده ی شخص دیگر · بسته به میل دیگری · بی اساس · بی ثبات · بی جا · متزلزل · مخاطره آمیز · نابرجا · نامطمئن · ناپابرجا · پر مخاطره
اضافه کردن مثال
اضافه کردن