ترجمه "precariousness" به فارسی

نامعلومی, تزلزل, بلاتلکیفی بهترین ترجمه های "precariousness" به فارسی هستند.

precariousness noun دستور زبان

A state of being uncertain or unstable. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • نامعلومی

    noun
  • تزلزل

    she began precariously dipping among the blues and umbers, moving her brush hither and thither

    با تزلزل شروع به فرو بردن قلممو در رنگهای آبی و اخرایی کرد و رنگها را اینجا و آنجا میزد،

  • بلاتلکیفی

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • ناپایداری
    • خطرناکی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " precariousness " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "precariousness" با ترجمه به فارسی

  • کار زیانآور
  • بطور مشکوک · بطور ناپایداریا متزلزل · بطورمخاطره امیز
  • (در اصل) متکی به لطف و اراده ی شخص دیگر · بسته به میل دیگری · بی اساس · بی ثبات · بی جا · متزلزل · مخاطره آمیز · نابرجا · نامطمئن · ناپابرجا · پر مخاطره
  • ناپایدار
  • (در اصل) متکی به لطف و اراده ی شخص دیگر · بسته به میل دیگری · بی اساس · بی ثبات · بی جا · متزلزل · مخاطره آمیز · نابرجا · نامطمئن · ناپابرجا · پر مخاطره
اضافه کردن

ترجمه های "precariousness" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه