ترجمه "preclude" به فارسی
(از قبل) جلوگیری کردن, سلب کردن, قدغن کردن بهترین ترجمه های "preclude" به فارسی هستند.
preclude
verb
دستور زبان
(transitive) Remove the possibility of; rule out; prevent or exclude; to make impossible. [..]
-
(از قبل) جلوگیری کردن
-
سلب کردن
verb -
قدغن کردن
verb
-
ترجمه های کمتر
- مانع شدن
- منع کردن
- پیشگیری کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " preclude " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Preclude
-
مانع چیزی شدن، مسدود کردن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن