ترجمه "predation" به فارسی
شکارگرى, درندگان, درندگی بهترین ترجمه های "predation" به فارسی هستند.
predation
noun
دستور زبان
act of predating [..]
-
شکارگرى
-
درندگان
biological interaction where a predator feeds on a prey organism
As the prey decreases, it's affecting the predators, too.
هر چه شکار کم شود ، بر درندگان نيز تاثير سوء ميگذارد.
-
درندگی
-
ترجمه های کمتر
- شكار
- شكاركردن
- غارتگری
- چپاولگری
- غارت
- (جانور) شکارگری
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " predation " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "predation" با ترجمه به فارسی
-
شکارچیها
-
روابط شکارچی-شکار
-
تاریخ پیشتر از تاریخ واقعی روی چیزی گذاشتن · طعمه کردن · قدیمی تر بودن از · مقدم بر · پیش بودن · پیش بینی کردن · پیشتر بودن از
-
درنده بالاسر
-
دد · درنده · درندگان · شکارگر · صیدگر · غارتگر · چپاولگر · کرکس
-
شکارچیها
اضافه کردن مثال
اضافه کردن