ترجمه "predator" به فارسی

درنده, درندگان, غارتگر بهترین ترجمه های "predator" به فارسی هستند.

predator noun دستور زبان

any animal or other organism that hunts and kills other organisms (their prey), primarily for food [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • درنده

    But predators shouldn't have to suffer for my mistakes.

    ولی درنده ها نباید بخاطر اشتباه های من زجر بکشن

  • درندگان

    object that is hunting

    As the prey decreases, it's affecting the predators, too.

    هر چه شکار کم شود ، بر درندگان نيز تاثير سوء ميگذارد.

  • غارتگر

    noun

    The stage is set for the biggest predator of all.

    نوبت به صحنه آمدن بزرگترين غارتگر مي شود

  • ترجمه های کمتر

    • شکارگر
    • صیدگر
    • چپاولگر
    • کرکس
    • دد
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " predator " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Predator

Predator (film)

+ اضافه کردن

"Predator" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Predator در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "predator"

عباراتی شبیه به "predator" با ترجمه به فارسی

  • (جانور) شکارگری · درندگان · درندگی · شكار · شكاركردن · شکارگرى · غارت · غارتگری · چپاولگری
  • شکارچیها
  • روابط شکارچی-شکار
  • تاریخ پیشتر از تاریخ واقعی روی چیزی گذاشتن · طعمه کردن · قدیمی تر بودن از · مقدم بر · پیش بودن · پیش بینی کردن · پیشتر بودن از
  • درنده بالاسر
  • شکارچیها
  • (جانور) شکارگری · درندگان · درندگی · شكار · شكاركردن · شکارگرى · غارت · غارتگری · چپاولگری
اضافه کردن

ترجمه های "predator" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه