ترجمه "predict" به فارسی
پیشگویی, حاکی بودن, دلالت داشتن بهترین ترجمه های "predict" به فارسی هستند.
predict
verb
noun
دستور زبان
(transitive) To state, or make something known in advance, especially using inference or special knowledge. [..]
-
پیشگویی
verbto state, or make something known in advance
But rather are ye predictions than warnings, ye shadows!
اما شما، ای سایهها، بیشتر پیشگویی هستید تا اخبار.
-
حاکی بودن
verb -
دلالت داشتن
verb
-
ترجمه های کمتر
- شگون داشتن
- قبلا اعلام کردن
- قول دادن
- نشانه بودن
- نشانه چیزی بودن
- پیش بینی کردن
- پیش گویی کردن
- پیشگویی کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " predict " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Predict
-
پیش بینی کردن
Tanya was every bit as lovely as my worst nightmares had predicted.
تانیا به همان اندازهای که بدترین کابوسهای من پیش بینی کرده بودند دوست داشتنی بود.
عباراتی شبیه به "predict" با ترجمه به فارسی
-
پیش بینی متن
-
پیش بینی وقایع
-
قابل پیشگویی · پیش گویی کردن
-
از پیش خبر دهنده · متضمن پیشگویی
-
پيشگويي · پیش بینی · پیشبینی · پیشگویی · چیز پیش بینی شده
-
هزینه ناشی از خطای پیش بینی
-
پیشبینی زمینلرزه
-
پیش بینی هزینه- برآورد هزینه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن