ترجمه "predictor" به فارسی
غیبگو, پیشگو, پیش گویی کننده بهترین ترجمه های "predictor" به فارسی هستند.
predictor
noun
دستور زبان
Something that anticipates, predicts or foretells. [..]
-
غیبگو
-
پیشگو
noun -
پیش گویی کننده
-
کشیش کلیسای پروتستانی هلندی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " predictor " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "predictor" با ترجمه به فارسی
-
آمار به عنوان علم · بهترين پيشبينيكننده خطي نااريب · تجزيه و تحليل آماري · تجزيه و تحليل رگرسيون چندگانه · تحليل احتمال · تحليل برگشت · تحليل عامل · تحليل عاملی · تحليل مبين · تحليل متناظر · تحليل مسير · تحليل مقطع عرضي · تحليل مولفه · تحليل واريانس · تحليل چند متغيري · تحليل کوواريانس · تغيير آماري · توزيع فراواني · روش مبين · روش مونت کارلو · روشهای آماری · عدم قطعيت آماري · فرآيندهاي تصادفي · نظريه بازي · نظريه بيزي · پراكنش آماري · چندهمخطي
اضافه کردن مثال
اضافه کردن