ترجمه "predominant" به فارسی

غالب, مسلط, برتر بهترین ترجمه های "predominant" به فارسی هستند.

predominant adjective noun دستور زبان

(music) A subdominant. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • غالب

    adjective

    these sensations for the time predominated over fear

    این احساس در آن لحظه بر ترس من غالب شد،

  • مسلط

    adjective

    If the water predominates, death is prompt, the man is swallowed up;

    اگر آب بر آدمی مسلط شود، مرگ سریع است، و غرق نام دارد؛

  • برتر

    adjective

    Plant formation characterized by the predominance of herbaceous vegetation, mainly grasses

    تشکیلات گیاهی که علف‌ها پوشش گیاهی برتر آن است

  • ترجمه های کمتر

    • عمده
    • اصلی
    • فراوان
    • برجسته
    • چیره
    • برترین
    • رايج
    • فراچیره
    • کثیرتر
    • متداول
    • شایع
    • مرسوم
    • فائق
    • مملو
    • دارای تفوق
    • دارای مزیت
    • رجوع شود به dominant
    • فراوان تر
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " predominant " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Predominant
+ اضافه کردن

"Predominant" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Predominant در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "predominant" با ترجمه به فارسی

  • استیلا · امتیاز · برتری · برجستگی · بیشتری · تسلط · تفوق · رجحان · سیطره · غلبه · فراوانی · قدرت کامل · نفوذ بسیار · چیرگی
  • برتری · تسلط · حکمفرمایی · رجحان · قدرت کامل · نفوذ بسیار
  • اکثریت داشتن · بارزتر بودن · برتر · برتری داشتن · برترین · برجسته · برجسته تر بودن · تفوق داشتن · دارای مزیت · رجوع شود به predominant · سیطره داشتن · غالب · غالب امدن · غالب بودن یا شدن · فائق · فراوان تر بودن · قاطع بودن · متلاطم شدن · مسلط بودن · چشمگیرتر بودن · چیره بودن
اضافه کردن

ترجمه های "predominant" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه