ترجمه "predominate" به فارسی

مسلط بودن, غالب, برجسته بهترین ترجمه های "predominate" به فارسی هستند.

predominate verb adjective دستور زبان

(intransitive) To dominate, have control, or succeed by superior numbers or size. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • مسلط بودن

    verb
  • غالب

    adjective

    these sensations for the time predominated over fear

    این احساس در آن لحظه بر ترس من غالب شد،

  • برجسته

    adjective

    the predominant thoughts that youre holding in your awareness

    افکار برجسته و قالبی هستند که شما در ذهنتون دارید

  • ترجمه های کمتر

    • برتر
    • برترین
    • فائق
    • اکثریت داشتن
    • بارزتر بودن
    • برتری داشتن
    • برجسته تر بودن
    • تفوق داشتن
    • دارای مزیت
    • رجوع شود به predominant
    • سیطره داشتن
    • غالب امدن
    • غالب بودن یا شدن
    • فراوان تر بودن
    • قاطع بودن
    • متلاطم شدن
    • چشمگیرتر بودن
    • چیره بودن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " predominate " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "predominate" با ترجمه به فارسی

  • استیلا · امتیاز · برتری · برجستگی · بیشتری · تسلط · تفوق · رجحان · سیطره · غلبه · فراوانی · قدرت کامل · نفوذ بسیار · چیرگی
  • برتری · تسلط · حکمفرمایی · رجحان · قدرت کامل · نفوذ بسیار
  • اصلی · برتر · برترین · برجسته · دارای تفوق · دارای مزیت · رايج · رجوع شود به dominant · شایع · عمده · غالب · فائق · فراوان · فراوان تر · فراچیره · متداول · مرسوم · مسلط · مملو · چیره · کثیرتر
اضافه کردن

ترجمه های "predominate" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه