ترجمه "prejudiced" به فارسی

متعصب, تحت نفوذ در امده, طرفدار بهترین ترجمه های "prejudiced" به فارسی هستند.

prejudiced adjective verb دستور زبان

Simple past tense and past participle of prejudice. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • متعصب

    adjective

    I was trying not to be prejudiced against this school's pentagram.

    من فقط نمي خوام متعصب باشم نسبت به ستاره ي پنج پر اين مدرسه.

  • تحت نفوذ در امده

  • طرفدار

    noun
  • متضرّر

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " prejudiced " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "prejudiced" با ترجمه به فارسی

  • بی رسیدگی رای دادن در باره · نرسیده به حکم کردن
  • تصدیق بلا تصور · صدور رای پیش از رسیدگی
اضافه کردن

ترجمه های "prejudiced" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه