ترجمه "premeditated" به فارسی
عمدی, با قصد قبلي, با قصد قبلی بهترین ترجمه های "premeditated" به فارسی هستند.
premeditated
adjective
verb
دستور زبان
Simple past tense and past participle of premeditate. [..]
-
عمدی
adjectiveThat sounds premeditated to me.
این یعنی عمدی نوشتی
-
با قصد قبلي
conspiracy and premeditated attempt to assassinate
توطئه و ترور با قصد قبلي
-
با قصد قبلی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " premeditated " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "premeditated" با ترجمه به فارسی
-
(جنایت با) قصد قبلی · اندیشه قبلی · تعمد · دور اندیشی · طرح ریزی از پیش · عمد · قصد قبلی · پیش اندیشی
-
(طبق نقشه یا تصمیم قبلی) مرتکب شدن · تعمد کردن · عمدا انجام دادن · پیش اندیشی کردن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن