ترجمه "Premier" به فارسی

نخستوزیر, نخست وزیر, اولین بهترین ترجمه های "Premier" به فارسی هستند.

Premier

Chancellor (Germany, Austria, etc.)

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • نخستوزیر

    noun
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Premier " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

premier adjective verb noun دستور زبان

Foremost, very first or very highest in quality or degree. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • نخست وزیر

    noun

    The French premier even made him ambassador to NATO.'

    حتی نخست وزیر فرانسه او را به عنوان نماینده دولت به ناتو فرستاد

  • اولین

    Two years ago, on this very stage, we premiered

    دو سال پیش، در این صحنه نمایش بزرگ، ما برای اولین بار

  • برتر

    adjective

    Hong Kong's premier hotel for the rich and paranoid.

    هتل برتر هنگ کنگ برای ثروتمندها و متوهمها.

  • ترجمه های کمتر

    • صدراعظم
    • پیشترین
    • والاترین
    • ممتازترین
    • عمده
    • بزرگترین
    • نخستین
    • اصلی
    • (کانادا) استاندار
    • اسبق ترین
    • رهبر پارلمانی
    • صدر اعظم
    • عالی ترین
    • مهم ترین
    • نخبه ترین

عباراتی شبیه به "Premier" با ترجمه به فارسی

  • ادوب پریمایر پرو
  • نخستین قسمت فصل
  • (تئاتر و نمایش و غیره) برای اولین بار نمایش دادن · (تئاتر یا فیلم یا کنسرت و غیره) شب اول · (وابسته به) رقصگر اول (در باله) · افتتاحیه · برتر · رجوع شود به premier · زنی که درتماشاخانه سردسته است · مقدم · نخستین مرحله نمایش · نمایش اول
اضافه کردن

ترجمه های "Premier" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه