ترجمه "premises" به فارسی
مقدمات ترجمه "premises" به فارسی است.
premises
noun
دستور زبان
(plural only; not used in singular form) land, and all the built structures on it, especially when considered as a single place. [..]
-
مقدمات
Closed area destined to a given purpose.
I will prepare premises in the Castel St. Angelo.
من مقدمات قلعه " سنت آنجلو " رو مهیا می کنم.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " premises " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "premises" با ترجمه به فارسی
-
پیشداشته های خارجی برنامه ریزی
-
فرض، اساس بحث
-
(انگلیس - جمع) خصوصیات ملک (که در مقدمه ی سند نگاشته می شود) · (جمع) خانه و متعلقات آن · (منطق - در قیاس صوری) صغری یا کبری (به صغری می گویند minor premise و به کبری می گویند major premise) · بحثی را ارائه کردن · به عنوان صغری یا کبری ذکر کردن · بیان مقدمه · فرض (مفروضات) · قضیه · محوطه ی ساختمان · مقدمه · ملک (مذکور در چنین سندی) (premiss هم می نویسند) · منوط کردن · پایه ی استدلال قرار دادن · پيش پندار · پیش آورد
-
(زبانشناسی) مقدمه ی مهین · (منطق) کبرای قیاس · قیاس کبرا
-
(قیاس منطقی) صغرا · استنتاج · صغرای قیاس (در برابر: کبرای قیاس major premise) · فرع · مشمول
-
مفروضات برنامه ریزی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن