ترجمه "preoccupied" به فارسی

(به طور) سرسری, (نام هایی که در رده بندی موجودات به کار می روند) قبلا استعمال شده, از قبل مشغول (کاری) بهترین ترجمه های "preoccupied" به فارسی هستند.

preoccupied adjective verb دستور زبان

Concerned with something else; distracted; giving one's attention elsewhere. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • (به طور) سرسری

  • (نام هایی که در رده بندی موجودات به کار می روند) قبلا استعمال شده

  • از قبل مشغول (کاری)

  • ترجمه های کمتر

    • از پیش سرگرم
    • با حواس پرتی
    • دربند چیزی
    • دلواپس
    • رجوع شود به absent-minded
    • مجذوب
    • پیش گرفته
    • کاملا در فکر چیزی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " preoccupied " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "preoccupied" با ترجمه به فارسی

  • (اندیشه) منحصرا به چیزی معطوف شدن · از پیش اشغال کردن · فکر یا ذهن را به خود مشغول کردن · پیش از دیگران جایگزین شدن
اضافه کردن

ترجمه های "preoccupied" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه