ترجمه "preoccupation" به فارسی

اشتغال فکری, اشتغال, دلمشغولی بهترین ترجمه های "preoccupation" به فارسی هستند.

preoccupation noun دستور زبان

the state of being preoccupied or an idea that preoccupies the mind; enthrallment [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • اشتغال فکری

    the state of being preoccupied; enthrallment

  • اشتغال

    noun

    He was aroused from his preoccupation by Montanelli's voice behind him.

    اما با شنیدن صدای مونتانلی در قفایش از اشتغال خاطر بیرون آمد.

  • دلمشغولی

  • ترجمه های کمتر

    • مشغله ذهنی
    • توجه فکری
    • حواس پرتی
    • فکر و ذکر
    • کار مقدم
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " preoccupation " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "preoccupation" با ترجمه به فارسی

  • استیجار قبلی · اشتغال · اشغال پیشین · رجوع شود به preoccupation · کار مقدم
اضافه کردن

ترجمه های "preoccupation" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه