ترجمه "prentice" به فارسی
شاگرد, یادگیرنده, (قدیمی) رجوع شود به apprentice بهترین ترجمه های "prentice" به فارسی هستند.
prentice
verb
noun
دستور زبان
(obsolete) An apprentice. [..]
-
شاگرد
nounbut his prentice which is a very clever lad sent 'em some medicine in a blacking bottle, offhand.
ولی شاگرد او که مرد تیزهوشی است فوراً دوائی در یک بطری سیاه رنگ برایش فرستاد.
-
یادگیرنده
noun -
(قدیمی) رجوع شود به apprentice
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " prentice " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Prentice
proper
A surname. [..]
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Prentice" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Prentice در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
اضافه کردن مثال
اضافه کردن