ترجمه "prescriptive" به فارسی

تجویزی, رواداشتی, معیاری بهترین ترجمه های "prescriptive" به فارسی هستند.

prescriptive adjective دستور زبان

Of or pertaining to prescribing or enjoining, especially an action or behavior based on a norm or standard. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • تجویزی

    adjective

    And none of my men would risk their careers over prescription pills.

    بخاطر قرصای تجویزی شغلشون رو به خطر نمیندازن

  • رواداشتی

  • معیاری

    adjective
  • ترجمه های کمتر

    • هنجاری
    • وابسته به حقوق حاصله از مرور زمان
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " prescriptive " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "prescriptive" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "prescriptive" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه