ترجمه "prescriptive" به فارسی
تجویزی, رواداشتی, معیاری بهترین ترجمه های "prescriptive" به فارسی هستند.
prescriptive
adjective
دستور زبان
Of or pertaining to prescribing or enjoining, especially an action or behavior based on a norm or standard. [..]
-
تجویزی
adjectiveAnd none of my men would risk their careers over prescription pills.
بخاطر قرصای تجویزی شغلشون رو به خطر نمیندازن
-
رواداشتی
-
معیاری
adjective
-
ترجمه های کمتر
- هنجاری
- وابسته به حقوق حاصله از مرور زمان
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " prescriptive " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "prescriptive" با ترجمه به فارسی
-
زبانشناسی تجویزی
-
یزيوجت یوراد یایازم
-
٢٠٠٣نوناق ،رکیدم یزیوجت یاهوراد یزاسون و یدوبهب
-
رکیدم یزیوجت یاهوراد حرط
-
نسخه پزشک
-
(حقوق) بدست آوردنی از طریق مرور زمان · تجویز پذیر · قابل نسخه نویسی
-
یزيوجت یوراد
-
رکیدم یزیوجت یاهوراد همانرب
اضافه کردن مثال
اضافه کردن