ترجمه "pressurize" به فارسی
فشاراندن, (شخص) تحت فشار قراردادن (pressure هم می گویند), (هواپیما و فضاناو و غیره - فشار هوای داخل را تنظیم کردن) خوش فشار کردن بهترین ترجمه های "pressurize" به فارسی هستند.
pressurize
verb
دستور زبان
To put pressure on; to put under pressure. [..]
-
فشاراندن
-
(شخص) تحت فشار قراردادن (pressure هم می گویند)
-
(هواپیما و فضاناو و غیره - فشار هوای داخل را تنظیم کردن) خوش فشار کردن
-
ترجمه های کمتر
- (چاه نفت - گازرا) با فشار داخل چاه کردن (برای زیاد کردن بازده چاه های مجاور)
- روال فشار کردن
- زیر فشار شدید قرار دادن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " pressurize " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "pressurize" با ترجمه به فارسی
-
فشار · فشار هيدرواستاتيك
-
استاندارد دما و فشار
-
فشار نسبی
-
تکنولوژی فشارقوي · فناوری فشارقوی
-
فشار اسمزی · فشار راندی · پتانسيل اسمزي
-
فشار شغلی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن