ترجمه "prestige" به فارسی
اعتبار, پرستیژ, شهرت بهترین ترجمه های "prestige" به فارسی هستند.
(obsolete) Delusion; illusion; trick. [..]
-
اعتبار
noundignity, status, or esteem
Sputnik wasn't a technical loss, but it was a prestige loss.
اسپوتنیک یک باخت تکنیکی نبود، اما از دست دادن اعتبار ما را موجب شد.
-
پرستیژ
dignity, status, or esteem
I suppose he looks upon his prestige as a sort of investment.
به گمانم پرستیژ خود را نوعی سرمایه گذاری میداند.
-
شهرت
nounI don't care for prestige or high pay.
به شهرت یا دستمزد بالا هیچ اهمیت نمیدهم.
-
ترجمه های کمتر
- حیثیت
- آبرو
- شرف
- شرافت
- نیکنامی
- ناموری
- آبرومندی
- آوازه
- قدر ومنزلت
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " prestige " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
"Prestige" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Prestige در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "prestige" با ترجمه به فارسی
-
اعتبار شغلی