ترجمه "presume" به فارسی

فرض کردن, انگاردن, انگاشتن بهترین ترجمه های "presume" به فارسی هستند.

presume verb دستور زبان

(transitive, now rare) To perform, do (something) without authority; to lay claim to without permission. [from 14th c.] [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • فرض کردن

    verb

    to assume to be true, suppose

    well, this fellow presumed, and correctly

    خب اين مرد باهوش به درستي فرض کرد که

  • انگاردن

  • انگاشتن

    verb
  • ترجمه های کمتر

    • (با: on یا upon) محرز فرض کردن
    • (بیش از حد) روی چیزی حساب کردن
    • احتمال دادن
    • استنباط کردن
    • به خود اجازه دادن
    • تصور کردن
    • جرات کردن
    • جسارت کردن
    • حاکی بودن
    • خیال کردن
    • دلالت کردن
    • فرض كردن
    • پررویی کردن
    • گمان کردن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " presume " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Presume
+ اضافه کردن

"Presume" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Presume در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "presume" با ترجمه به فارسی

  • مفروض
  • احتمال میرود · از قرار معلوم · بجرات میتوان گفت
  • احتمالا · انگارشی · انگاری · فرضا
  • از خودراضی · جسور · پر رو
  • از خودراضی · جسور · پر رو
  • از خودراضی · جسور · پر رو
اضافه کردن

ترجمه های "presume" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه