ترجمه "presumption" به فارسی

جسارت, فرض, فرضیه بهترین ترجمه های "presumption" به فارسی هستند.

presumption noun دستور زبان

(dated) arrogant behaviour [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • جسارت

    noun

    I hate to be presumptive, but was that inmate pregnant?

    دوست ندارم جسارت کنم ولي اون زنداني حامله بود ؟

  • فرض

    adjective noun

    but it's only our presumption

    اما اون فقط فرض و احتمالات ما هست

  • فرضیه

    We could have your hide, for this presumption.

    ما می تونیم تو رو بخاطر این فرضیه شلاق بزنیم

  • ترجمه های کمتر

    • اماره
    • انگارش
    • لامتحا
    • نگره
    • پررویی
    • چیرگی
    • قرینه
    • استنباط
    • گمان
    • انگار
    • (حقوق) ظن قوی
    • داده
    • محرز پنداری
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " presumption " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "presumption" با ترجمه به فارسی

  • (حقوق) اماره · احتمالی · اماره ای · انگاری · انگاشتی · فرضی · گستاخ · گمانی
  • اصل برائت
  • (حقوق) وارث مقدر (وارث احتمالی که در صورت بچه دار شدن ارث گذار از ارث محروم می شود)
  • یلامتحا یگ هداتفا راک زا
اضافه کردن

ترجمه های "presumption" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه