ترجمه "preview" به فارسی
پیش دید, پیشنما, (از پیش) دیدن بهترین ترجمه های "preview" به فارسی هستند.
preview
verb
noun
دستور زبان
A foretaste of something. [..]
-
پیش دید
noun -
پیشنما
-
(از پیش) دیدن
-
ترجمه های کمتر
- (برنامه ی سینمایی و غیره - نمایش خصوصی برای خبرنگاران و خواص) پیش نمایش
- (نمایش برخی ازصحنه های) برنامه ی آینده
- نشان دادن
- پيش نمايش
- پیش دید کردن
- پیش نمایش
- پیش نمایی
- پیشنهاد کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " preview " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "preview" با ترجمه به فارسی
-
پیش نما صفحه شبکه
-
پیش نمایش شکست صفحه
-
پيشنمایش چاپ
-
پیشنگری
-
پیش نگری حقیقی شغل
-
(امریکا) نشاندن فیلم تازه بدون اطلاع قبلی (برای سنجش میزان علاقه ی تماشاچیان و غیره)
-
چهارچوب پيش نمایش
-
پیش نمایش تقویم
اضافه کردن مثال
اضافه کردن