ترجمه "previous" به فارسی

قبلی, پیشین, نابه هنگام بهترین ترجمه های "previous" به فارسی هستند.

previous adjective noun دستور زبان

prior; occurring before something else, either in time or order. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • قبلی

    adjective

    We shaved five days off the previous best time.

    ما رکورد قبلی را پنج روز کمتر کردیم.

  • پیشین

    adjective

    prior

    I think I must have been an animal in a previous existence.

    خود من، گمان میکنم که در یک زندگی پیشین حیوان بودهام.

  • نابه هنگام

    adjective

    premature

  • ترجمه های کمتر

    • قبل
    • پیش
    • سابق
    • پيشين
    • پیشتر
    • اسبق
    • پیشرس
    • (زمان یا ترتیب) پیشین
    • (عامیانه) قبل از موعد
    • شتاب آمیز
    • پیش از
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " previous " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Previous

A navigation button used to go to the previous page in wizards.

+ اضافه کردن

"Previous" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Previous در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "previous" با ترجمه به فارسی

  • دی، اَمس
  • (در گردهمایی که در آن از اصول پرس و گوی پارلمانی پیروی می شود) درخواست رای گیری نسبت به پیشنهاد
اضافه کردن

ترجمه های "previous" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه