ترجمه "primacy" به فارسی
تقدم, برتری, ارشدیت بهترین ترجمه های "primacy" به فارسی هستند.
primacy
noun
دستور زبان
The state or condition of being prime or first, as in time, place, rank, etc., hence, excellency; supremacy. [..]
-
تقدم
nounWhat I'm questioning is primacy.
آنچه که من میخواهم، تقدم هست.
-
برتری
But not the primacy of the people waiting on a later train?
اما به آدمایی که منتظر متروی بعدی هستن ، هیچ برتری نمیدی ؟
-
ارشدیت
-
ترجمه های کمتر
- سزیدگی
- پیشینگی
- تفوق
- سالاری
- مهتری
- رجحان
- اولویت
- مقام یا اختیارات اسقف اعظم
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " primacy " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Primacy
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Primacy" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Primacy در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
اضافه کردن مثال
اضافه کردن