ترجمه "primer" به فارسی

بتونه, چاشنی, فیوز بهترین ترجمه های "primer" به فارسی هستند.

primer adjective noun دستور زبان

An elementary textbook introducing a topic, or teaching basic concepts. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • بتونه

    preparatory coating put on materials before painting

  • چاشنی

    noun
  • فیوز

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • پرایمر
    • (اسلحه و بمب و غیره) چاشنی
    • (رنگ در و دیوار) آستر
    • (کلاس اول) کتاب الفبا
    • مبادی اولیه
    • چاشنی (تفنگ)
    • کتاب اصول هر علم یا دانش
    • کتاب قرائت
    • کتاب نوآموز
    • کتاب پایه
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " primer " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Primer
+ اضافه کردن

"Primer" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Primer در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "primer"

عباراتی شبیه به "primer" با ترجمه به فارسی

  • (چاپ) حروف درشت چاپی (81 پوئن) که در قدیم به ویژه برای چاپ انجیل به کار می رفت
اضافه کردن

ترجمه های "primer" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه