ترجمه "primitively" به فارسی

بطور قدیمی یا بدوی ترجمه "primitively" به فارسی است.

primitively adverb دستور زبان

In a primitive manner. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • بطور قدیمی یا بدوی

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " primitively " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "primitively" با ترجمه به فارسی

  • پایه رمزنگاری
  • (جبر و هندسه) ابتدایی · (زبان شناسی) واج ریشه · (زیست شناسی) تکامل نیافته · آغازدیس · آغازدیسه · آغازین · ابتدایی · اصلی · اصیل · انسان اولیه · انسان بی تمدن · انسان نخستینی · اولیه · باستانی · بدوی · بنیادی · بی تمدن · خشن · زمخت · ساده · شی نخستینی · قدیمی · نافرگشته · نامشتق · ناگسستنی · نخستین · نخستینی · هنرمند نخستینی · وابسته به انسان های اولیه · وابسته به قبل از تمدن · وابسته به ماقبل تاریخ · کهن · کهنه
  • رفلکسهای نوزادی
  • ارقام بومی · واریتههای بومي
  • بدویت · بویت · توحش · ناپختگی · کهنگی
اضافه کردن

ترجمه های "primitively" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه