ترجمه "principal" به فارسی

اصلی, مهم, سالار بهترین ترجمه های "principal" به فارسی هستند.

principal adjective noun دستور زبان

Primary; most important in a group. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • اصلی

    noun

    So that, apart from the principal question, Levin was tortured by other questions too.

    از این رو له وین صرف نظر از معمای اصلی، از مسائل دیگری هم رنج میبرد.

  • مهم

    adjective

    The principal thing is the entire change that has already come over me.

    بلکه مهم برای من تغییری است که در زندگیم روی داده است.

  • سالار

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • عمده
    • رئیس
    • تن
    • مدیر مدرسه
    • جسم
    • پروزی
    • موکل
    • بنیادی
    • (حقوق) مرتکب اصلی
    • (در دوئل) هر یک از طرفین
    • (سقف) شاه تیر
    • اصل سرمایه
    • اصل وام
    • بازیگر اصلی
    • تیر اصلی
    • رئیس (به ویژه رئیس مدرسه)
    • مبلغ اصلی
    • مسئول اصلی
    • هنر پیشه ی اول
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " principal " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Principal
+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • مهمترین، اصلی ترین

عباراتی شبیه به "principal" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "principal" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه