ترجمه "prismatic" به فارسی
رنگارنگ, منشوری, (منشور) نورشکن بهترین ترجمه های "prismatic" به فارسی هستند.
prismatic
adjective
دستور زبان
Of or pertaining to a prism; having the form of a prism; containing one or more prisms [..]
-
رنگارنگ
adjective -
منشوری
adjective -
(منشور) نورشکن
-
ترجمه های کمتر
- خیره کننده
- رجوع شود به orthorhombic
- شوشه سان
- طیف مانند
- منشور مانند
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " prismatic " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "prismatic" با ترجمه به فارسی
-
رنگ های طیف
اضافه کردن مثال
اضافه کردن