ترجمه "privilege" به فارسی

امتیاز, مزیت, افتخار بهترین ترجمه های "privilege" به فارسی هستند.

privilege verb noun دستور زبان

A peculiar benefit, advantage, or favor; a right or immunity not enjoyed by others or by all; special enjoyment of a good, or exemption from an evil or burden; a prerogative; advantage; franchise; preferential treatment. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • امتیاز

    noun

    special entitlement to immunity granted by the state or another authority to a restricted group

    Wealth and privilege are most easily defended when they are possessed jointly.

    از ثروت و امتیاز، هنگامیکه تو امان در اختیار گرفته شوند، به سادهترین وجه دفاع به عمل میآید.

  • مزیت

    noun

    yet they also have the privilege of lounging in the rear.

    با وجود این مزیت آسوده نشستن در عقب را هم داشتند.

  • افتخار

    noun

    Harold, to what do I owe the privilege?

    هارولد ، چرا افتخار سر زدن به من نصيبم شده ؟

  • ترجمه های کمتر

    • برخورداری
    • مصونیت
    • ایمنی
    • سهمیه
    • فرداد
    • پایزه
    • معافیت
    • سرفرازی
    • (نادر) حق (حقوق) مدنی
    • اختیار خرید یا فروش سهام در زمان یا قیمت معین
    • امتیاز (ویژه) دادن
    • امتیاز مخصوص
    • امتیازات طبقاتی دادن
    • ایمن کردن
    • بهره وری
    • حق ارثی
    • حق اساسی
    • حق ویژه
    • فرداد کردن
    • مستثنی کردن
    • مصونیت دادن
    • پایزه دادن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " privilege " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Privilege
+ اضافه کردن

"Privilege" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Privilege در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "privilege" با ترجمه به فارسی

  • ترفیع امتیازی
  • (کشتیرانی) کشتی دارای حق تقدم در عبور و غیره · با امتیاز · برخوردار از امتیاز یا فرداد (رجوع شود به privilege) · ممتاز
  • امتیاز شهر
  • برتری مردانه
  • (حقوق) اطلاعات محرمانه (که وکیل از موکل گرفته و حق افشای آن را ندارد) · اطلاعات اعتمادی
  • گواهی مشخصه دارای مزیت
  • امتياز اختياري
  • (امریکا - حق رئیس جمهور دایر به ندادن اطلاعات به کنگره و قوه ی قضاییه درباره ی برخی کارهای قوه ی مجریه) مصونیت رئیس جمهور · حق قوه ی مجریه
اضافه کردن

ترجمه های "privilege" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه