ترجمه "privy" به فارسی

محرم, مستراح, دستشویی بهترین ترجمه های "privy" به فارسی هستند.

privy adjective noun دستور زبان

(now chiefly historical) Private, exclusive; that is one's own. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • محرم

    with knowledge of; party to; let in on

    Besides their formal presents, each new party deposited on our carpet their privy, accidental gift of lice;

    علاوه بر هدایای رسمی که این گروه میآوردند، هر یک محرم اسرار خود، یعنی شپشها را هم چون هدیهای اتفاقی روی قالیها برجای میگذاشتند!

  • مستراح

    So would you, Sir, if you'd spent all night in a privy.

    بوگندو! طبيعيه سرورم ، اگه تمام شب رو در مستراح بموني.

  • دستشویی

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • پنهانی
    • (حقوق) کسی که با دیگری رابطه ی مسلسل و یا وابستگی دوگانه دارد (رجوع شود به privity)
    • (در اصل) خصوصی
    • (قدیمی) نهان
    • زیر جلی
    • غیر عمومی
    • ویژه ی خواص
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " privy " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Privy
+ اضافه کردن

"Privy" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Privy در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "privy" با ترجمه به فارسی

  • شورای سلطنتی · گروه مشاوران ویژه ی شاه (یا حکمران)
  • (انگلیس) اعتبار ویژه برای هزینه های شخصی شاه یا ملکه
  • (انگلیس) مهر خصوصی سلطنتی (که اهمیت آن از great seal کمتر است)
اضافه کردن

ترجمه های "privy" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه