ترجمه "proactive" به فارسی

پیش فعال, فعال, پویشگرای بهترین ترجمه های "proactive" به فارسی هستند.

proactive adjective دستور زبان

(proscribed) Acting in advance to deal with an expected change or difficulty [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • پیش فعال

    adjective

    acting in advance

    you get into a proactive stance

    به حالت یک پیش فعال وارد عمل بشوید

  • فعال

    you get into a proactive stance

    به حالت یک پیش فعال وارد عمل بشوید

  • پویشگرای

  • ترجمه های کمتر

    • پویشگرایانه
    • پیش کنشی
    • کنشگرای
    • کنشگرایانه
    • (روان شناسی) پیش گستر (وابسته به رفتاری که از قدیم یاد گرفته شده است)
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " proactive " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "proactive" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "proactive" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه