ترجمه "prob" به فارسی

محتمل, محتملا, مسئله بهترین ترجمه های "prob" به فارسی هستند.

prob noun adverb دستور زبان

Abbreviation of probably, often seen in dictionary etymologies. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • محتمل

  • محتملا

  • مسئله

    noun
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " prob " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "prob" با ترجمه به فارسی

  • آزمایشی · ایجاد کننده ی دلیل و مدرک و شاهد · برهان زا · سنجشی · فرنودآور (probatory هم می گویند)
  • آزمایشی · ایجاد کننده ی دلیل و مدرک و شاهد · برهان زا · سنجشی · فرنودآور (probatory هم می گویند)
اضافه کردن

ترجمه های "prob" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه