ترجمه "probative" به فارسی

سنجشی, آزمایشی, ایجاد کننده ی دلیل و مدرک و شاهد بهترین ترجمه های "probative" به فارسی هستند.

probative adjective دستور زبان

Tending to prove a particular proposition or to persuade someone of the truth of an allegation. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • سنجشی

  • آزمایشی

  • ایجاد کننده ی دلیل و مدرک و شاهد

  • ترجمه های کمتر

    • برهان زا
    • فرنودآور (probatory هم می گویند)
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " probative " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "probative" با ترجمه به فارسی

  • محتمل · محتملا · مسئله
اضافه کردن

ترجمه های "probative" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه