ترجمه "proceeds" به فارسی
عملکرد, درآمد (حاصل از فروش چیزی), سود (حاصل از سرمایه گذاری و غیره) بهترین ترجمه های "proceeds" به فارسی هستند.
proceeds
noun
verb
دستور زبان
Revenue; gross revenue. [..]
-
عملکرد
noun -
درآمد (حاصل از فروش چیزی)
-
سود (حاصل از سرمایه گذاری و غیره)
-
ترجمه های کمتر
- سود ویژه
- عایدات
- منافع
- وصولی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " proceeds " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "proceeds" با ترجمه به فارسی
-
حاصل فروش
-
عواید جاری
-
(به ویژه پس از توقف) ادامه دادن · (معمولا با: against) اقدام قانونی کردن (علیه کسی) · ادامه دادن · اقامه ی دعوی کردن · اقدام کردن · جلو رفتن · دادخواهی کردن · دنبال کردن · عازم شدن، رهسپار شدن، پیش رفتن · پرداختن (به کاری) · پیشرفت کردن یا داشتن · پیشروی کردن
-
مراجعه
-
خلاصه ی مذاکرات · صورتجلسه
-
هدایت آغاز کار
-
(به ویژه پس از توقف) ادامه دادن · (معمولا با: against) اقدام قانونی کردن (علیه کسی) · ادامه دادن · اقامه ی دعوی کردن · اقدام کردن · جلو رفتن · دادخواهی کردن · دنبال کردن · عازم شدن، رهسپار شدن، پیش رفتن · پرداختن (به کاری) · پیشرفت کردن یا داشتن · پیشروی کردن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن