ترجمه "proceeding" به فارسی

عمل, روند, اقدامات بهترین ترجمه های "proceeding" به فارسی هستند.

proceeding noun verb دستور زبان

Present participle of proceed. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • عمل

    noun

    Philip felt it made her proceeding a little ridiculous.

    فیلیپ این عمل وی را اندکی عجیب و خندهآور یافته بود.

  • روند

    Noun

    Let him know he's not the only one sickened by this proceeding.

    بهش بگین که تنها اون در این روند دادرسی بیمار نشده.

  • اقدامات

    noun

    as well as the fair and generous proceedings of those who have the honour to be his counsellors.

    همچنین اقدامات جوانمردانه و عادلانه کسانی را که افتخار مستشار بودن شاه را دارند خواهند ستود.

  • ترجمه های کمتر

    • ادامه
    • اقدام
    • پیگیری
    • دادخواهی
    • (انجمن های علمی و غیره - جمع) صورت جلسه
    • (جمع) اقدام قانونی
    • اقامه ی دعوی
    • دنبال گیری
    • شرح مذاکرات
    • شکایت به دادگاه
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " proceeding " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Proceeding
+ اضافه کردن

"Proceeding" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Proceeding در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "proceeding" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "proceeding" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه