ترجمه "procreator" به فارسی
زایش, فراوری, موجد بهترین ترجمه های "procreator" به فارسی هستند.
procreator
noun
دستور زبان
One who procreates; a father or mother. [..]
-
زایش
-
فراوری
-
موجد
-
سازنده
noun particle
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " procreator " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "procreator" با ترجمه به فارسی
-
ایجاد · تولید · تکوین · زایش · فراوری · موجد
-
به وجود آوردن · بچه آوردن · بچه پس انداختن · تولید مثل کردن · زاد و ولد کردن · زادن
-
ایجاد · تولید · تکوین · زایش · فراوری · موجد
اضافه کردن مثال
اضافه کردن