ترجمه "proctor" به فارسی
مراقب, وکیل, پاییدن بهترین ترجمه های "proctor" به فارسی هستند.
proctor
verb
noun
دستور زبان
(UK, law) A legal practitioner in ecclesiastical and some other courts [..]
-
مراقب
person who supervises students as they take an examination
-
وکیل
noun -
پاییدن
Verb verb
-
ترجمه های کمتر
- نماینده
- بپا
- (در امتحانات) مراقب
- مراقبت کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " proctor " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Proctor
adjective
proper
دستور زبان
(soil science) Pertaining to the Proctor test, a standardized test measuring soil moisture-density, especially for the requirements of construction projects: Proctor density, Proctor value . [..]
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Proctor" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Proctor در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "proctor" با ترجمه به فارسی
-
اختیاری داری کردن بر · زیر انضیاط در اوردن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن