ترجمه "procuration" به فارسی

وکالت, مباشرت, پیشکاری بهترین ترجمه های "procuration" به فارسی هستند.

procuration noun دستور زبان

The act of procuring; procurement. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • وکالت

  • مباشرت

  • پیشکاری

  • ترجمه های کمتر

    • تدارک
    • تهیه
    • (در اصل) اداره ی امور شخص دیگر
    • به دست آوری
    • دادن وکالت رسمی
    • وکالت محضری (power of attorney هم می گویند)
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " procuration " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "procuration" با ترجمه به فارسی

  • بدست اوردنی · دسترس · قابل حصول · میسر · یافتنی
  • تهیه · فراهم سازی · وکالت
  • (روم باستان) والی · مباشر · نماینده · وکالت · وکالت دادن · وکالتنامه · وکیل · پیشکار دارایی استان
  • قواد
  • مدیر ارشد تدارکات
  • بدست اوردن · به دست آوردن · تحصيل كردن · تدارک کردن · جاکشی کردن · فراهم کردن · قوادی کردن · پااندازی کردن
  • تدارکات · مدیریت تدارکات پروژه
  • بدست اوری · تدبیر · تهیه · حصول · فراهم سازی · وساطت · وسیله · وسیله سازی
اضافه کردن

ترجمه های "procuration" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه