ترجمه "procurement" به فارسی
وسیله, وساطت, حصول بهترین ترجمه های "procurement" به فارسی هستند.
procurement
noun
دستور زبان
(uncountable) The purchasing department of a company. [..]
-
وسیله
He had procured this pleasure for her, and doubtless he would receive the price of it.
که وسیله مسرت این زن شده بود و اجر این کار را البته دریافت میکرد.
-
وساطت
-
حصول
-
ترجمه های کمتر
- تدبیر
- تهیه
- بدست اوری
- فراهم سازی
- وسیله سازی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " procurement " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Procurement
-
خرید
nounMartin procured a Sunday paper and lay down in a shady nook under the trees.
روزنامهی یکشنبه را خرید و به گوشهی دنجی زیر سایهی درختان رفت و شروع به خواندن کرد.
عباراتی شبیه به "procurement" با ترجمه به فارسی
-
بدست اوردنی · دسترس · قابل حصول · میسر · یافتنی
-
تهیه · فراهم سازی · وکالت
-
(روم باستان) والی · مباشر · نماینده · وکالت · وکالت دادن · وکالتنامه · وکیل · پیشکار دارایی استان
-
قواد
-
مدیر ارشد تدارکات
-
بدست اوردن · به دست آوردن · تحصيل كردن · تدارک کردن · جاکشی کردن · فراهم کردن · قوادی کردن · پااندازی کردن
-
تدارکات · مدیریت تدارکات پروژه
-
به دست آوردن، تحصیل کردن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن