ترجمه "procuring" به فارسی
قواد ترجمه "procuring" به فارسی است.
procuring
verb
Present participle of procure. [..]
-
قواد
nounfacilitation or provision of prostitute
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " procuring " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "procuring" با ترجمه به فارسی
-
بدست اوردنی · دسترس · قابل حصول · میسر · یافتنی
-
تهیه · فراهم سازی · وکالت
-
(روم باستان) والی · مباشر · نماینده · وکالت · وکالت دادن · وکالتنامه · وکیل · پیشکار دارایی استان
-
مدیر ارشد تدارکات
-
بدست اوردن · به دست آوردن · تحصيل كردن · تدارک کردن · جاکشی کردن · فراهم کردن · قوادی کردن · پااندازی کردن
-
تدارکات · مدیریت تدارکات پروژه
-
بدست اوری · تدبیر · تهیه · حصول · فراهم سازی · وساطت · وسیله · وسیله سازی
-
به دست آوردن، تحصیل کردن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن