ترجمه "prodding" به فارسی
سک, مهمیز بهترین ترجمه های "prodding" به فارسی هستند.
prodding
noun
verb
دستور زبان
Present participle of prod. [..]
-
سک
noun -
مهمیز
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " prodding " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "prodding" با ترجمه به فارسی
-
(به عمل) تحریک و تهییج کردن · انگیزان · انگیزاندن · انگیزش · انگیزگر · بر انگیختن · بر انگیزش · تحریک و ترغیب · تحریک کردن · تولید · تولید شده · تولید کردن · سک · سک زدن · سکه · سکه زدن · سکه زنی · سیخ · سیخونک · سیخونک زدن · سیخونک زنی · شوک · محصول · مهمیز · وسیله ی انگیزش
-
(به عمل) تحریک و تهییج کردن · انگیزان · انگیزاندن · انگیزش · انگیزگر · بر انگیختن · بر انگیزش · تحریک و ترغیب · تحریک کردن · تولید · تولید شده · تولید کردن · سک · سک زدن · سکه · سکه زدن · سکه زنی · سیخ · سیخونک · سیخونک زدن · سیخونک زنی · شوک · محصول · مهمیز · وسیله ی انگیزش
اضافه کردن مثال
اضافه کردن