ترجمه "prodigality" به فارسی
ولخرجی, اسراف بهترین ترجمه های "prodigality" به فارسی هستند.
prodigality
noun
دستور زبان
wasteful extravagance [..]
-
ولخرجی
nounsince this bording, in wild prodigality, two francs and ninety five centibes.
با ین زودی، از صبح تا به حال، با ولخرجی بیشعورانهاش دو فرانک و نود و پنج سانتیم را بلعیده است.
-
اسراف
nounDestinies are very fatal for several and too prodigal or too protecting for others.
سرنوشتها برای اشخاصی خیلی شوم هستند و خیلی پر اسراف و حمایتکننده برای دیگران میباشند.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " prodigality " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "prodigality" با ترجمه به فارسی
-
اسراف کردن · تلف کردن
-
(بسیار) فراوان · (بیش از حد) بخشنده · آدم ولخرج · اسرافکار · انبوه · اهل زیاده روی · دست ودلباز · سرشار · مبذر · مسرف · ولخرج · گزافکار
-
(انجیل) پسر ولخرج
-
با ولخرجی · مسرفانه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن