ترجمه "prodigal" به فارسی
ولخرج, مسرف, اسرافکار بهترین ترجمه های "prodigal" به فارسی هستند.
prodigal
adjective
noun
دستور زبان
wastefully extravagant. [..]
-
ولخرج
adjectiveThey were prodigal as kings, full of ideal, ambitious, fantastic frenzy.
اینان هم چون پادشاهان ولخرج بودند و جاهطلبیهای خیالی و هوسهای موهوم داشتند.
-
مسرف
adjective -
اسرافکار
-
ترجمه های کمتر
- مبذر
- گزافکار
- انبوه
- سرشار
- (بسیار) فراوان
- (بیش از حد) بخشنده
- آدم ولخرج
- اهل زیاده روی
- دست ودلباز
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " prodigal " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "prodigal" با ترجمه به فارسی
-
اسراف کردن · تلف کردن
-
اسراف · ولخرجی
-
(انجیل) پسر ولخرج
-
با ولخرجی · مسرفانه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن