ترجمه "prodigy" به فارسی

اعجوبه, نابغه, شگفتی بهترین ترجمه های "prodigy" به فارسی هستند.

prodigy noun دستور زبان

(archaic) Something from which omens are drawn. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • اعجوبه

    noun

    You're a prodigy of the world, my son, a prodigy of the world.

    تو يه اعجوبه اي توو دنيا پسرم يه اعجوبه اس توو دنيا

  • نابغه

    And you don't think that qualifies you as a certified prodigy?

    اونوقت فکر نمی کنی این گواهی بر نابغه بودنت ـه ؟

  • شگفتی

    The final impression I received was of a prodigious effort to express some state of the soul

    آخرین اثری که تابلوها بر من گذاشت کوشش به غایت شگفتی بود برای بیان حالتی از روح

  • ترجمه های کمتر

    • فال
    • شگون
    • فرهمند
    • چمراس
    • پیشگویی
    • علامت
    • نشانه
    • (جمع) عجایب
    • بسیار زیرک
    • خبر بد
    • فال بد
    • هرچیز معجزه آسا یا شگفت انگیز
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " prodigy " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "prodigy" با ترجمه به فارسی

  • بطور شگفت انگیز · بطور غیر عادی یا فوق العاده · بغایت
  • شگفت انگیزی · عظمت · غرابت · فوق العادگی · کلانی
  • (مهجور) شوم · استثنایی · اعجاب آور · بهت انگیز · سترگ · سهمگین · شگرف · شگفت انگیز · عظیم · گت
  • (مهجور) شوم · استثنایی · اعجاب آور · بهت انگیز · سترگ · سهمگین · شگرف · شگفت انگیز · عظیم · گت
اضافه کردن

ترجمه های "prodigy" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه