ترجمه "Produce" به فارسی

تولید کردن, تولید, حاصل بهترین ترجمه های "Produce" به فارسی هستند.

Produce
+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • تولید کردن

    The immune system produced antibodies to beat the viral component, but it will work.

    سیستم ایمنی بدن پادتن هایی تولید کرد که با اجزای ویروس بجنگند اما جواب میده.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Produce " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

produce verb noun دستور زبان

(transitive) To yield, make or manufacture. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • تولید

    noun

    to make or manufacture

    They can produce the same goods at a far lower cost.

    آن ها می توتنند همان اجناس را با قیمت پایین تری تولید کنند

  • حاصل

    noun

    It was true that the light could not be produced by a candle.

    مسلم بود که این روشنایی ممکن نبود از یک شمع حاصل شده باشد.

  • ساختن

    verb

    To be pleasing in God’s sight, like a fruitful palm tree, a person must be morally upright and must continue to produce good works.

    یک فرد، برای خشنود ساختن خدا باید از نظر اخلاقی پاک بوده، اَعمالش دائماً در نظر خدا پسندیده باشد.

  • ترجمه های کمتر

    • فراورده
    • ارائه دادن
    • ایجاد کردن
    • محصول
    • فراوردن
    • فراوردهها
    • فروردن
    • (اقتصاد) هر چیز قابل مبادله را تولید یا ایجاد کردن
    • (بیرون) دادن
    • (زمین) محصول دادن
    • (فراورده ی کشاورزی به ویژه :) سبزیجات
    • (فیلم و تلویزیون و غیره) تهیه کردن
    • (هندسه) امتداد دادن
    • ادامه دادن
    • ارائه کردن
    • اقامه کردن
    • بار آوردن
    • به وجود آوردن
    • تره بار
    • تولید کردن
    • فراوری کردن
    • میوه جات
    • نشان دادن

عباراتی شبیه به "Produce" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "Produce" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه