ترجمه "producible" به فارسی

ارائه دادنی, تولید کردنی, عمل اوردنی بهترین ترجمه های "producible" به فارسی هستند.

producible adjective دستور زبان

Able to be produced [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • ارائه دادنی

  • تولید کردنی

  • عمل اوردنی

  • ترجمه های کمتر

    • فراهم کردنی
    • قابل ارائه
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " producible " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "producible" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "producible" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه